3تا از اسلایدای مهارت

سلام 

 

اینجا س تا از اسلایدای مهارت هستش درفایل زیپ .

 

تشکر ویژه از آقای امیر حسین سرداشتانی بابت این فایل

 

 

لینک 

 

*چند نکته مهم*

سلام   

 

1.خانم حبیبی با من تماس گرفتن و گفتن ب اطلاعتون برسونم ک دوز های دارویی نباید ب اون صورتی ک خانم حبیبی آماده کرده بودن باشه.خانم ملکیان گفتن این طوری قابل قبول نیس.باید توی هر صفحه،ی داروی جدا.برای هر دوز هم جدا با محاسبات. 

برای مثال: 

 جواب  تناسب مربوطه   1-2mg/kg    آتروپین 

 

2.اسلایدای خانم بهنام ک تموم شده.آخریشو خانم حروفی قبلا گذاشته بودن وبلاگ.آخرین اسلاید خانم ملکیان هم دست خانم حبیبی.قرار شده 19م ک اومدن بذارن واسه کپی. 

 

3.اسلایداتونو با نام تمام اعضا برای خانم حبیبی ایمیل کنین تا بدن ب خانم ملکیان.حد اکثر هفته دیگه.  

 

  malihehabibi20@yahoo.com

 

خدایا چنان کن ک پایان کار*تو خوشنود باشی و ما رستگار

برنامه امتحان ها

سلام همکلاسی ها..همونطور که قول داده بود اینم برنامه امتحان ها..ایشاالله همه تو امتحان ها موفق باشید...


نام درس              روز                تاریخ                ساعت               


بیوشیمی            دوشنبه         93/03/19             10:30              


آناتومی2             یک شنبه       93/03/25                13              


فیزیولوژی2          سه شنبه      93/03/27             08:30         


فیزیولوژی1          شنبه           93/03/31              10:30           


فارماکولوژی         شنبه           93/03/31                13         


اصول بیهوشی     سه شنبه      93/04/03             10:30      


زبان عمومی        شنبه            93/04/07             09:30       


مهارت زندگی      یک شنبه        93/04/08             09:30   


واژه شناسی      چهارشنبه       93/04/11             09:30   


درضمن تمامی امتحانات در سالن آذریان برگزار میشود بجز امتحان فیزیولوژی 1 که در کلاس B1 برگزار میشود....موفق باشید..فعلا

ادامه شعر ترم یک این بار برا ترم دو

سلام بر شما هوشبران عزیزان......تو ترم قبل یه شعری گفتم حالا این بار برا ترم دو گفتم.....اگه خوب نبود به بزرگی خودتون ببخشید ذوق هنری ما هم در این حد می جوشه 

 

یک سلام گرم به همه عزیزان/اونا که هستن امید مریضان  

اینم از ترم دوٍِِ بالاخره تموم شد/با همه خوبی هاشو بدبختی هاش تموم شد 

 

این ترم2با درس زیبای فارما شروع شد/چراست و از کجاست دیگه تیکه کلام ما شد  

استاد فارما که واقعا عالی بود/خدای دارو و شاعری هم بود  

درس زبان یه درس خوب و درس با کلاس بود/کل مزه این زبان به اون آنتراکاش بود  

نمردیم و درس صفر واحدی داشتیم /صحبت ارتباط و مهارت لایف داشتیم 

 

چه خاطراتی که با این درس داشتیم/وقتی استاد می خندید صدا نبود فقط تصویر رو داشتیم  

تو تربیت بچه ها بسکت کار می کردن/آخرش هم با فوتبال کار رو تموم می کردن

 

بیو شیمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/برو بیت بعد ولش کن  

اصول بی هوشی دو تا استاد با حال داشت /چیه؟تعریف کردن ار اساتید به نظرت مشکل داشت؟! 

 

ترمینولوژی یا که واژه شناسی /حمزه ای ام شاعر رو که می شناسی(به تقلید از امید جهان)  

آناتومی با اون همه جزوه هاش/اینفری یور اونفری یور کونکاهاش  

خودت دیگه حدس بزن درس بعد چه درسی هستش/بحث از کدوم مباحث سخت هستش؟  

راهنماییت می کنم من از یه راه/خانم حبیبی چرا چرا چرا؟(حالت دستا رو خودتون انجام بدین) 

 

بیمارستان رسول اکرم که حرفی نداشت/تمام کارا رو خانم مرادی بود به دوش داشت 

  

یک کلام میگم از شفا خووووونه ی فیروز گر/اکبر وظیفه اکبر اکبر اکبر!!!!!!!!   

تیکه کلام کلاس که یادتونه/hopsk hopsk hopsk   

هر وقت تو دانشگاه چمن می زدن/فردا ناهار تو سلف قورمه می دادن   

امتحانا رو پیش رو داریم ما/کجا میری هنوز کلی کار داریما!!!!!! 

  

                تمام..............

طرح جمع آوری عکس های ترم 1 و 2

 سلام ب خواهران و برادران عزیز 

 

بالاخره آخرین روز از ترم 2 هم ب پایان رسید.نمره های بیمارستان هم ک دادن.بچه های فیروزگر زیاد خودشونو بابت نمراتشون ناراحت نکنن.تو دانشگاه دست دانشجو زیر شمشیر استاده.مهم توانایی های فردیه ک خداروشکر همه بچه های مادارن.پس بیخیال.خدا حساب آدم ظالم ب موقش میرسه... 

 

راستی تو این پست قراره همه ی عکس های بچه هارو تو ترم 1و 2 جمع کنیم تا سرفرصت میکس کنیم و یادگاری بمونه.پس بچه ها لطف کنین هرکدوم از عکساتون ک میخواین تو این فیلم باشه واسم ایمیل کنین.ناراحت عکساتون هم نباشین.خودم میکس میکنم برا فیلمشم رمز میذارم ک فقط بچه های خود کلاس داشته باشن.چن هفته ای وقت هست. من ب چن نفرم گفتم ک ب همه بگن.

 

 namayandearshad@gmail.com

  

ایمیل اصلاح شد.به این بفرستین.

پیروز و سربلند باشین

 

*مبعث احمد مبارکتان*

محمد ای دو جهان زیر بار منت تو مبارک است به خلق و خدا نبوت تو

خجسته باد به عالم ظهور دولت تو تمام نور بود از چراغ حکمت تو

بود حقیقت توحید درس وحدت تو درود بر تو و دین و کتاب و عترت تو

چراغ عترت و قرآن یکی است یا احمد به این دو عترت ما متکی است یا احمد  

 

  

 

هرکس آبروی مومنی را حفظ کند بدون تردید بهشت بر او واجب میشود
رسول خدا(ص)

صندلی داغ با حضور آقای امیر رضا الماسی(سری سیزدهم)

سلام



با سیزدهمین سری صندلی داغ در خدمتتون هستیم با حضور مهمون عزیزمون آقای امیر رضا الماسی

یک لحظه تامل...

سلام ب روی ماهتون،ب چشمون سیاهتون 

 

       

 

این عکسه مال پاراالمپیک  2010  امریکاس. 

قضیه از این قراره ک اینجا ی مسابقه دو  بین بچه های معلول ذهنی برقراره و نزدیک خط پایان هم هست.وقتی این بچه ها دارن ب خط پایان میرسن یکیشون میخوره زمین.ولی اونای دیگه از خط پایان رد نمیشن.بلکه برمیگردن و دست دوستشونو میگیرن و بلندش میکنن.بعد خوشحال و خندون باهم از خط پایان رد میشن.... 

میبینین...اینا از بعضی از ماها بیشتر میفهمن...  

 

تشکر ویژه از دکتر فرهاد سیف بابت عکس

بانوی کوچ کرده من

با تشکر از آقای اسماعیلی بابت متن. 

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!

دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟

پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟

دختر : واااای... از دست تو!!!

پسر: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟
...
دختر : اه... اصلا باهات قهرم.

پسر: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟

دختر: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟

پسر: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .

دختر: ... واقعا که...!!!

پسر: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟

دختر: لوووووووس...

پسر: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه قهر کنی، دیگه نازکش نداری ها !

دختر: بازم گفتی این کلمه رو...!؟؟؟

پسر: خوب تقصیر خودته...! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم... هی نقطه ضعف میدی دست من!

دختر: من از دست تو چی کار کنم...

پسر: شکر خدا...! ، دلم هم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ لیلی قرن بیست و یکم من!!!

دختر: چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه.

پسر: صفای وجودت خانوم .

دختر: می دونی! دلم تنگه... برای پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن توی مغازه های کتاب فروشی و ورق زدن کتاب ها... برای بوی کاغذ نو... برای شونه به شونه ات راه رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه... آخه هیچ زنی، که مردی مثل مرد من نداره!

پسر: می دونم... می دونم... دل منم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای بستنی های شاتوتی که با هم می خوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش بودم...!

دختر: یادته همیشه به من میگفتی «خاتون»؟

پسر: آره... یادمه، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!

دختر: آخ چه روزهایی بودن... ، چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده... وقتی توی دستام گره می خوردن... مجنون من.

پسر: ...

دختر: چت شد؟ چرا چیزی نمی گی ؟

پسر: ......

دختر: نگاه کن ببینم...! منو نگاه کن...

پسر: .........

دختر: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...

پسر: خدا ن... (گریه)

دختر: چرا گریه می کنی...؟؟؟

پسر: چرا نکنم...؟! ها!!!؟

دختر: گریه نکن... من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند دیگه...، بخند... زود باش بخند.

پسر: وقتی دستاتو کم دارم چه جوری بخندم... کی اشکاموکنار بزنه که گریه نکنم ؟

دختر: بخند... وگرنه منم گریه می کنما .

پسر: باشه... باشه... تسلیم. گریه نمی کنم... ولی نمیتونم بخندم .

دختر: آفرین ، حالا بگو برام کادوی ولنتاین چی خریدی؟

پسر : تو که می دونی... من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد... ولی امسال برات کادوی خوب آوردم.

دختر:چی...؟ زود باش بگو دیگه... آب از لب و لوچه ام آویزون شد.

پسر: ...

دختر: باز دوباره ساکت شدی...!؟؟؟

پسر: برات... کادددووو...(هق هق گریه)... برایت یک دسته گل رُز!،
یک شیشه گلاب!
و یک بغض طولانی آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره...!
اینجا کنار خانه ی ابدیتت می نشینم و فاتحه می خوانم.
نه... اشک و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... و مرور خاطرات نه چنداندور...
امان... خاتون من!!!تو خیلی وقته که...
آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من....
دیگر نگران قرص های نخورده ام... لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بیخوابیم نباش...!
نگران خیره شدن مردم به اشکهای من هم نباش...!
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...!