سلام
چن وقته دوست ناشناسمون Phoebe که میان تو چت باکس همه رو درگیر این قضیه کردن که بفهمیم ایشون کی هستن.من فقط فهمیدم آقا هستن.ولی چون همه دارن امیر رو با این داستان اذیت میکنن چرا من نکنم؟
خیلی حال میده

پ.ن1:از امیر اجازه نگرفتم اینو بذارم.شمبه شهیدم میکنه.(پاکش نمیکنم امیر خان.خودتو بکش)
پ.ن2:یه ساعت نشستم دور عکسشو بریدم ولی آخر سر هرکاری کردم بک گراند عکس پاک نشد.کل زحمتام به فنا پیوست
پ.ن3:فقط جنبه ی شوخی داره
پ.ن4:امیر جون 
سلام دوستان. حالتون خوبه؟
امروز اولین روز کارآموزی بود می خوام تو این پست تو قسمت نظرات حسی که داشتین. سوتی های که دادین .جوگیر شدناتون.خلاصه چیزه خنده داری که براتون اتفاق افتاد رو بنویسید. اول خودم میگم :
صبح خانم مرادی اومدن گفتن که برید تو اتاق ها و از مریضا شرح حال بگیرید من رفتم و دو سه نفری صدام کردن آقای دکتر قسمت جالب این بود که مشکلاتشون رو هم می گفتن و من هم خیلی پررو مثل دکترا صحبت میکردم شما خودتون جوگیر شدن رو تجربه کردین .لامصب چه حس غروری داشت دکتر بودن یه جا یه نفر پرسید دکتر درد دارم منم گفتم دردت کم کم خوب میشه.....یارو تو دلش گفت ترکوندی با این نظرت .معلومه کم کم خوب میشه...............در کل من فهمیدم تو این 17 جلسه 4 ساعت هم کار مفید نخواهیم داشت.
hello guys
here are a zip file containing slides of 3rd week
have a good time
sorry for writing english our new labtap does not have a persion lable yet
مطالبی که برای هفته آینده باید انجام بشه
یک پاراگراف(70 کلمه)راجع به موضوعات زیر بنویسید
?what improvement have been done in medicine in the world for this decad
?what are iranian surgeons doing to gain better result
2)page 7&9(باید این جداول حفظ شوند )
3)make sentence for page 7 with different words
هر جمعه که شد بیا که ما بیداریم !
این جمعه فقط نیا عروسی داریم !
از جــور زمانه ما شکایت داریم !
اندازه کــوه و صخره حاجــت داریم !
مــا مشکلمان گرانی و بیکاریســت !
آقا به نبودن تو عـــادت داریــــم !
صـــد موعظه کن ولی زتسلیم نــگو!
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نــگو !
آقا تو بیا ولی فقــط با یک شــرط !
از آنـچه که ما دوست نداریم نــگو!
سلام به هم کلاسی های عزیز
این ترول هوشبری و آقای امیر حسین سرداشتانی درست کردن.احسنت به این همه استعداد.
پرچم هوشبری بالا...

این موضوع دیروز برام اتفاق افتاد:من رفیقم تو دانشگاه پیام نور شهرستان جلفا از توابع استان ایلام تو رشته کباب باد زنی اونم کاردانی مشغول تحصیل هستش تازه برا همین هم مادرش 28 تا سفره حضرت ابوالفضل(ع) نذر کرده بعد ترم 2 رو هم با استشهاد محلی و وساطت امام جماعت محل و گذاشتن سند شیش دونگ نزد مدیر گروه با معدل 10قبول شده بعد برگشته میگه محسن ترم دو رو شروع کردی؟میگم آره.میگه خوبه از بوق ترمی دراومدی....................دوستان اگر تبری یا شمشیری دارین شنبه برام بیارین من یه دست و یه پای این عقب مونده ی ذهنی رو قطع کنم.هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم