پدری که دوست داشت پسر داشته باشد

یادش آمد چقدر دوست داشت  فرزندشان پسر باشد.درب اتاق عمل باز شد ..پرستار بود 

مژده دهید :یک پسر کاکل زری........ 

.حالا هم در بیمارستان بود 

در باز شد و باز هم پرستار بود. 

پسرم اومده؟ 

نه داداش نیست. پرستار بود 

دختر این را گفت و پدرش را نوازش کرد. 

دختر این موهبت الهی.کسی که غمخوار تمام اعضای خانواده است و اکنون می فهمم که چرا فرشتگان مونث هستند... 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد