نقد تصویر (1)

سلام دوستان.


به مناسبت سال جدید یه طرحی توی ذهنم اومد که گفتم توی وبلاگ پیادش کنم.این که از این به بعد هر چند روز یک بار یه تصویر آپ میکنم توی وبلاگ و هر کس بیاد و برداشت شخصی خودش یا هر نظر و توضیحی که میخواد رو توی نظرات بنویسه.این که ببینیم آدما چه قدر میتونن تفاوت برداشت داشته باشن میتونه خیلی جالب باشه.در عین جالب بودن میتونه سرگرم کننده و آموزنده هم باشه.حتی میتونه باعث شه که دیدمون نسبت به اطرافون عمیق تر بشه و نکات ریز تری رو از هر چیز پیدا کنیم و یاد بگیریم که از کنار همه چیز ساده رد نشیم.شاید برای بعضی ها مسخره به نظر برسه ولی واقا تاثیر گذاره.

اول با یه تصویر نسبتا ساده شروع میکنیم و اگه استقبال بشه اولا ادامه میدیم ، دوما تصاویر پیچیده تر و قابل تامل تری رو میذارم که خیلی جای بحث و تفکر داشته باشن.تصاویری که شاید حتی اگه همه فکرامون رو بذاریم روی هم بازم مفهومش رو نفهمیم.


اولیش:



لینک


توی تصاویری که میذارم از نماد زیاد استفاده میشه.به جزعی ترین چیز ها توجه کنید.

برداشتتون رو بفرمایید لطفا.همچنین بفرمایید که نظرتون راجب این پست چیه.باشه یا نه؟.خودم هم بعد از یکی دوتا نظر برداشتم رو میگم.

نظرات 13 + ارسال نظر
amir شنبه 16 فروردین 1393 ساعت 00:39

be nazare man ma ensana jadidan kheali bitavajoh shodan be atrafeshoon va jenayati ke dar hale hazer rokh mide va mikhan ke nabinan in jenayataro ina nazare mane

محمود پنج‌شنبه 14 فروردین 1393 ساعت 22:20

ب نظر من این بنده خدا اولش ی انسان واقعی بوده.بعد کم کم ناملایمتی های اطرافو دیده مث اون بمب اتم ب ی موجود بیروح و احساس تبدیل شده.مث ی روبات.اون چرخ دنده هارو عرض میکنم.بعد خودشم نمیتونه فرار کنه.میخواد نبینه ولی نمیتونه و روز به روز داره بدتر میشه.اون پوسته پوسته ها با اون زیپ رو ب پایینو میگم.بعدشم شاید چشم راست ی جورایی ب دیدن حقایق تلخ و درعین حال حقیقی این دنیا ربط داره.مث هموم بمب اتم.
سعی کردم نظر همه رو نخونم تا رو نظرم تاثیر نذاره.
...
بهنام جان خیلی خیلی خیلی کار قشنگی کردی.من شدیدا با این کارای لاکچری موافقم
فدای داریییییییییییییی
یا علی مدد

قربونت حاج محمود

Arezoo چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 23:18

سلام، ایده خوبیه
بنظرم این چرخ دنده ها نماد یه سری عوامل بیرونی و ابزارهایی برای تسلط و کنترل روی ذهن انسان هستن که به واسطه این زیپی که تو تصویر هس میخان چشم انسانو روی حقایق ببندن و اون ذهن انسانو در اختیار بگیرن..

آورین

بهنام چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 23:14

از نظر من این تصویر نماد اکثر انسان های امروزه.آدمایی که اختیاری از خودشون ندارن.
میبینید که توی مردمک چشمش یه تصویری مثل انفجار هست(مثل جنگ و فقر و ... ) که به نظرم نماد چیز هایی هست که برای آدما ناهنجاره.یه چیز ناراحت کننده.انقدر ناراحت کننده که چشمش خون شده(دقت کنید) و مثل شیشه شکسته و ترک خورده.اما هیچ اشکی نریخته.(الان مردم توی اخبار و روزنامه اول میرن سراغ صفحه ی حوادث.یا میرن بخونن فلان کشور فلان اتفاق بد داره توش میوفته.یا فلان جا زلزله اومده.بعدا میرن سراغ مقالات علمی و تاریخی و ... .همه هم با دیدن و خوندن اون خبر ها ناراحت میشن ولی انقدر این اتفاقا زیاد شده که دیگه عادی شده.به خاطر همین هم این چشم شکسته،خون شده از داخل ولی اشکی نریخته.).منظوراز اون چرخ دنده و حالت ماشینی به نظر اینه که این آدم اختیاری از خودش نداره.یه چیزی هم هست که اینو تایید میکنه.اگه اختیاری داشت،اگه از جای دیگه فرمان نمیگرفت،اگه میتوننست آزادی داشته باشه و ... با این که چشمش خون شده اما چشمش رو نبسته و چشمش بازه.اگه میتونست مطمنا چشم میبست از اطرافش.با اون زیپ بهش ناخواسته القا میشه که ببینه یا نبینه.اصلا معلوم نیست اگه دیدنش دست خودش باشه حرف زدنش دست خودش هست یا نه.
اون چرخ دنده ها پشت یه لایه ی کاغذ مانند پنهون شدن.میتونه منظورش این باشه که آدما خودشون نیستن.پشت یه ماسک واقعیتشون پنهان شده.حالا میتونه چهره ی واقعی خیلی خوبی داشته باشه یا بد.
این که گفتم آدمای امروز به خاطر اینه که ماشین آلات و ربات ها امروزه ساخته شدن و قبلا نبودن.
.
.
.
احتمالا هیچ چیز از حرفام نفهمیدیدخیلی بسته و مختصر و کوتاه گفتم.خودم هم اگه دوباره بخونمش شاید متوجه نشمبه هرحال نظر من یه چیزی تو این مایه ها بود نه دقیقا این

محمدحسین چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 21:15 http://hpmerlin.blogfa.com

اولا پست خیلی عالیه..دست گلت دردنکنه
بعد هم: به نظر من داره یک انسان مادی گرا رو نشون میده یک انسان بی روح که دراین دنیاو گناه های آن گیرافتاده ولی راه برگشت داره و خودش نمیخواد..نظر من..

خواهش

silversword چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 19:24

آره دیگه بعد مدت ها به این نتیجه رسیده بودم واست کامنت بزارم نمیدونستم تا مهربون بشی شرتتو پرچم میکنن

راضیه چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 18:44

پوستش انگار کهنه شده داره کنده میشه و با وصله تیکه هاشو بهم وصل کردن...واسه چشمه زیپ گذاشتن یا این که روی قرنیه اش خط خطی شده ولی بر عکس یه سری دستگاه پشتش دارن کار میکنن،به نظرم این یعنی این اخلاق آدما یا محبتشون یا خدمتایی که به جامعه یا هر کار خوب یا بدی که کردن یا میکنن همیشه میمونه یا اگه بخوام تو یه جمله بگم باطنه که همیشه موندنیه...
اگه تفسیر اصلیه این عکسارم داشته باشین و بزارین عالی میشه ولی همینجوریم ایده خوبیه

نه متاسفانه.تفسیر اصلیشون موجود نیست.دمبالش هم نگردید.چون هرجایی هم تفسیر کرده باشن نظر شخصی یا حداکثر نظر 2-3 نفر با همه.تفسیر اصلی رو فقط خود نقاش میدونه و فکر نمیکنم کسی باشه که درباره ی این تصاویر با نقاش مصاحبه کنه.

محمود چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 18:25

عباس معصومیه؟

?

silversword چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 15:08

یادم رفت بگم این چشم راسته پس ته زیپ به دماغ ختم میشه فکر کنم طراحش میخواست بگه همه چیز به دماغ ختم میشه

هر دماغی که نه ! دماغ تو فقط

silversword چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 14:35

من اهل دردودل نیستم ولی حالا که گفتم
من توقع ندارم کسی بهم وفاکنه ولی این خانم محترم اصلا نفهمید من دارم از حقوق بانوان در مقابل دو انسان خبیصدفاع می کنم که اینطوری جواب داد
((این کامنت رو تایید نکنی ها))

تایید میکنم چشت درآد

درسته.بقیه فهمیدن شما دفاع کردی.سوء تفاهم شد.پیش میاد دیگه.خود خانوم ابری هم متوجه شدن بعدش

silversword چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 13:08

... ولی باید بگم کارت خیلی عالیه.
من کاری به اون بمب اتم که تو چشاشه یا چرخ دندهها که نماد کنترل شدن از بالا هستن ندارم حتی اون زیپ که پایینی افتاده یعنی دیگه نمیشه چشم رو بست
ولی فکر کنم یه زیپ روچشمام لازم دارم که گاهی نبینم اون چیزایی رو که ارزشش رو ندارن
از دست این همکلاسیمون هم حسابی ناراحت شدم منو باش از کیا دفاع می کنم

غصه نخور عزیزم.دنیا وفا نداره،چه برسه به آدم

تو تحلیل عکست به نکات ظریفی اشاره کردی،ایول

تارتار چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 12:20

سلام این ایده واقعاجالبه خوبه که ادامه داشته باشه
برداشت من:
1.فرق ماآدماباروبات ها درقدرت تفکروالبته بصیرته واگریه عده این عقل روباسرگرمی های بیخودویه سری چیزای ظاهری ومادی ازکاربندازن مادیگه هیچ فرقی باروباتی که مث برده می مونه؛نداریم.واوناهروقت بخوان زیپ چشممون رومی بندن وهروقت اراده کنن اون زیپ روبه روی چیزایی که میخوان ماببینیم بازمیکنن وانسان روبرخلاف ذات آزادش حرکت میدهندوآزادی اندیشه روازاون میگیرن(دیگه خیلی تحلیلی شد)
2.البته میشه ی جوردیگه هم دید:واینکه ماآدم هاگاهامث روبات هابی احساس وعاطفه میشیم وچشممون روبه روی انسانیت میبندیم وفقط وفقط خودمون میبینیم

حمزه ای چهارشنبه 13 فروردین 1393 ساعت 11:08

اول:بهنام جون خیلی کار خوبی کردی.به نظرم این جور پستا میتونه از پستای همیشگی بشه
برداشت من(در حد عقل ناقص خودم):من یاد شعر سهراب سپهری افتادم-مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله به یک خواب عمیق-یعنی همون موجود بی عاطفه به نام انسان که کم کم داره میشه مثل یک رباط بی احساس(با توجه به اون چرخ دنده ها عرض کردم
).

ایول محسن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد