جمعه های تکراری




صبحِ بی تو، رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد


بی ‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد


بی ‌تو می‌گویند: تعطیل است کارِ عشق بازی


عشق، اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد


جُغد، بر ویرانه می‌خواند به انکارِ تو اما


خاک این ویرانه‌ها، بویی از آن ویرانه دارد


خواستم از رنجشِ دوری بگویم، یادم آمد


عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد


رویِ آنم نیست تا در آرزو، دستی برآرم


ای خوش آن دستی که رنگِ آبرو از پینه دارد


در هوای عشقِ تو پر می زند با بی قراری


آن کبوترْ چاهیِ زخمی که او در سینه دارد


ناگهان قفلِ بزرگ تیرگی را می‌گشاید


آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد


 قیصر امین پور




گوش دادن این موزیکم همچین بی ربط با مطلب و خالی از لطف نیست



لینک دانلود





امیدوارم که خوشتون اومده باشه





نظرات 11 + ارسال نظر
راضیه جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 16:34

آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا
از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن

از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی
در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من
ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی
بر گرد ماهش می‌تنم بی‌لب سلامش می‌کنم
خود را زمین برمی‌زنم زان پیش کو گوید صلا
گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی
هم درد و داغ عالمی چون پا نهی اندر جفا
آیم کنم جان را گرو گویی مده زحمت برو
خدمت کنم تا واروم گویی که ای ابله بیا
گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین
غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما
ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد
خوابت که می‌بندد چنین اندر صباح و در مسا
دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او
وان سنبل ابروی او وان لعل شیرین ماجرا
ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی
من دوش نام دیگرت کردم که درد بی‌دوا
ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو
گندم فرست ای جان که تا خیره نگردد آسیا
دیگر نخواهم زد نفس این بیت را می‌گوی و بس
بگداخت جانم زین هوس ارفق بنا یا ربنا
مولانا

خیلی قشنگ بود فاطمه جوووون

خواهش میکنم گلم خیلی قشنگ بودمتنت ممنونم عزیزم

bahar جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 16:33

سلام دوستای عزیز من مامایی میخونم یه تحقیق دارم انجام میدم درباره بی حسی در افرادی که هیسترکتومی شدن اگه میشه لطف کنید و چند تا سایت خارجی به من معرفی کنید مرسییییییییی

Ramavandi جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 15:04

عالی بود دوسته خوش ذوقو با احساسم

وااای الان بال درمیارممرسی گلم خوش ذوقی ازخودته عزیز

mahsa jafari far جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 14:45

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام
از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت
بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم
از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

بیا تاجوانم بده رخ نشانم/که این زندگانی وفایی ندارد...
ممنونم عزیزم خیلی زیباست

مهتاب جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 12:30

شاید ان روز که سهراب نوشت:تاشقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر دردگل یاس نداشت.باید این گور نوشت:چه شقایق باشد چه گل پیچک ویاس جای یک گل خالیست.تانیاید مهدی زندگی ,دشوار است...
مرصی عزیزم پستت عالی بود

خیلی قشنگه عزیزم ممنون ازتو

silversword جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 10:58

ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی

رهروان کوی عشقت هر دمی در عالمی

ممنونم.زیباست

محمود جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 01:00

برگرد که بر بهارمان می خندند
یک عده به حال زارمان می خندند
آنقدر نبودنت به طول انجامید
دارند به انتظارمان می خندند
اینو امیرحسین سرداشتانی توی پست خودم گذاشته بود ولی حیفم اومد اینجا هم نباشه
ممنون

ممنون.زیباست

mahsa jafari far پنج‌شنبه 8 اسفند 1392 ساعت 22:58

سلام فاطمه جونم دوست گلم
رنگی که برای پستت انتخاب کردی خیلی جالبه آدم وقتی واردوبلاگ میشه جذبش میشه
آهنگی روکه گذاشتی روخیییییلی دوست دارم. واقعاخوش سلیقه ای

سلام عشقم
این رنگ موردعلاقم هست وقتی بهش نگاه میکنم غم وغصه هام یادم میره
خوشحالم که لذت بردی عزیزم

حمزه ای پنج‌شنبه 8 اسفند 1392 ساعت 21:38

ببخشید یادم رفت تو نظر قبلی بگم.........شعر قشنگی بود به خصوص شعر مرحوم امین پور...جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو....مرسی از شما

خواهش میکنم بله واقعازیباست

حمزه ای پنج‌شنبه 8 اسفند 1392 ساعت 21:32

توی تقویم های دنیا/می خونیم یه روز ایشاالله/زیر یک جمعه نوشته/ظهور بقیة الله......................................دل بی تو تمنا نکند کوی منا را /زیرا که صفایی ندارد بی تو صفا را/بازآ که تا فرش کنم دیده به راهت /حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را.

ممنون زیبابود

یاسمین پنج‌شنبه 8 اسفند 1392 ساعت 20:40 http://donyayeyasamin.blogsky.com

سلام زیبا بود
خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنید
موفق باشید

سلام.زیبایی روآقای قیصرامین پوروعلیرضاروزگارخلق کردن
ممنون که وقت گذاشتین
حتمابه وبلاگتون سرمیزنم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد